یادداشت محمد درویش در روزنامه جامعه فردا

img

 

🔴چرا یخکشی به سلاجقه نامه نوشت نه روحانی؟🔴

“خداکرم جلالی چه زمانی باید استعفا می داد تا نامش در تاریخ منابع طبیعی کشور ماندگار میشد؟!”

۱️⃣ امروز همه شگفت زده، پژمان و نگرانِ آینده منابع طبیعی و محیط زیست ایران هستند. دو انتخابِ بد و ناامیدکننده، در دو سازمان متولی منابع طبیعی و محیط زیست کشور سبب شده تا همه دلسوزان این حوزه، کمترین امیدی به ارتقای توان تاب آوری عرصه های جنگلی، مرتعی، تالابی، کوهستانی، بیابانی و زیگونگی گیاهی و جانوری وطن در دولت حسن روحانی نداشته باشند.

۲️⃣ اما چگونه به چنین فرجامِ نامیمونی در محیط زیستی ترین دولتِ ایران رسیدیم؟! کار به جایی رسیده که دانشمند شناخته شده، پیشکسوت و مورد احترام ایران – استاد علی یخکشی – به جای اعتراض و تظلم خواهی از عالی ترین مقام جمهور کشور، شکایت خویش را به علی سلاجقه – رییس اتحادیه انجمن های منابع طبیعی و محیط زیست ایران – می برد! چرا حسن روحانی دوستداران محیط زیست را ناامید کرد؟ آنچنان که دیگر کسی حتی رغبتی برای نامه نوشتن به او هم ندارد؟

۳️⃣ به راستی چرا باید وزیر جهاد کشاورزی در حکمش برای رییس جدید سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور؛ وظایفی را برای خلیل آقایی بگنجاند که خود منجر به تشدید نرخ فرسایش خاک، افزایش چشمه های تولید گرد و خاک و نابودی بیشترِ زیگونگی خواهد شد؟ یعنی دقیقاً همان مولفه هایی که مسوول ارشد منابع طبیعی کشور باید بکوشد تا از آنها به درستی حراست کند! چه دلیلی از این آشکارتر که ثابت می کند تشکیلات منابع طبیعی نباید و نمی تواند در زیرمجموعه وزارتخانه ای جای داشته باشد که برایش حفظ جنگلها، مراتع و دیگر بوم سازگانها در اولویت آخر است؟

۴️⃣ شاید خداکرم جلالی باید همان زمانی که برخلاف روح حاکم بر برنامه پنج ساله ششم و منشور ۱۵ ماده ای مقام معظم رهبری – که بر حفظ منابع آب و خاک با مشارکت واقعی مردم تاکید شده – پیشنهاد تغییر کاربری ۵۰۰ هزارهکتار مراتع شیبدار به باغهای دیم مطرح و توسط نمایندگان تصویب شد، استعفا می داد؛ همانگونه که محمدی زاده، رییس وقت سازمان محیط زیست باید همان زمانی که درخواستش از وزیر وقت نیرو برای آبگیری نکردن سد گتوند، بی توجه ماند، استعفا می داد. اصلاً شما فکر می کنید اگر معصومه ابتکار در اعتراض به بی اعتنایی بیطرف، وزیر وقت دولت خاتمی به نامه هشدارآمیزش – در مورد عواقب تداوم ساخت بیشتر سد در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه – استعفا می داد؛ امروز وضع سازمان حفاظت محیط زیست باید چنین زبون و خوار می شد که بر عالی ترین صندلی اش، فردی بنشیند که آشکارا بگوید: از ۹۵ درصد محیط زیست ایران چیزی نمی داند؟ و یا خلیل آقایی در صدر سازمان منابع طبیعی کشور جای گیرد که خود حامی و طرفدار واگذاری عرصه های منابع طبیعی باشد؟!

۵️⃣ از ماست که برماست! نیست؟ وقتی بیش از حد نرمش به خرج می دهیم، معلوم است که له می شویم و حتی در رفتن مان، واکنش چندانی را هم برنمی انگیزیم! و البته آنچه دولت سالارانِ رشدمحور از یاد می برند، آن است که آنچه دارد قربانی افزایش رشد اقتصادی به هر قیمتی می شود، طبیعت وطن است که دیگر ترمیم پذیر نیست و تلخ تر آنکه عده ای برای این بی قانونی آشکار که زاویه جدی با اصل ۵۰ قانون اساسی دارد، کف هم می زنند! اصلی که تخریب غیرقابل جبران محیط زیست را خلاف و جرم اعلام کرد و رهبری براساسش خواستار جرم انگاری در حوزه محیط زیست شد و اینک یادمان رفته بختگان، جازموریان، گاوخونی، شادگان، ارومیه، آلماگل و انزلی از مرز تخریب غیرقابل جبران گذشتند و همه آنهایی که در این جنایت سهیم بودند، همچنان بر سرقدرت ماندند و هستند که هیچ؛ بر تداوم عملکردهای مخرب شان اصرار هم می کنند!

نویسنده : اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران

اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران

مطالب مرتبط

ارسال نظر

18 − شش =