اخبار

دکتر سلاجقه در مصاحبه با ایربان: منابع طبیعی نباید زیر مجموعه وزارت جهادکشاورزی باشد/ بدون در نظر گرفتن ظرفیت اشتغال جامعه، دانشجو پذیرفتیم.

دکتر علی سلاجقه، رییس پیشین پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران و رییس فعلی اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران در گفتگوی اختصاصی با ایربان در مورد اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست، وضعیت آموزش رشته ها و جدایی منابع طبیعی از وزارت جهادکشاورزی، نکات جالبی را مطرح نمودند که در ادامه تقدیم می شود.

  •  ضرورت وچگونگی شکل گیری اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران وارتباط با بخش کشاورزی را بیان نمایید.

اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران متشکل از ۱۲ انجمن علمی با هدف پاسخ گویی به دغدغه های روز جامعه در زمینه منابع طبیعی و محیط زیست، از دو سال قبل با مجوز وزارت علوم آغاز بکار نمود.

با توجه به این که بنده و اکثر همکاران در این اتحادیه کارهای اجرایی و آکادمیک  انجام داده ایم اشرافی بر  مشکلات کشور در این بخش و راه حل های  انها تا حدود زیادی داریم. ابتدا دراین اتحادیه به چالش های زیر ساختی پرداخته شد و مبتنی برآن نشست یک روزه”بررسی چاش های منابع طبیعی و محیط زیست ایران در هزاره سوم ” با حضور جمع کثیری از مسولین ,کارشناسان و اساتید دانشگاه ها و اعضا محترم انجمن های علمی ذیربط در اردیبهشت امسال برگزار نمودیم و به این نتیجه رسیدیم که برای پایداری بخش ابتدا بایستی به موضوع ساختار به عنوان یک زیر ساخت اساسی و نیاز اولیه بپردازیم . زیرا منابع طبیعی مانند کشاورزی یک بخش تصدی گری نیست بلکه یک بخش حاکمیتی می باشد و باید حکومت این بخش را اداره کند. منابع طبیعی وظیفه تولید و حفظ آب، خاک و پوشش گیاهی را برعهده دارد  یعنی “امنیت حیاتی”اما در زیر مجموعه کوچکی به نام کشاورزی قرار می گیرد که خود یک کاربر همانند سایر کاربرهای توسعه ایی از منابع طبیعی محسوب می شود و امنیت غذایی در آن مطرح است. از دیدگاه علمی یک بخش حاکمیتی زیر مجموعه یک بخش تصدی گری قرار بگیرد غلط است. اگر بدون تعصب نگاه بکنیم بیشترین تخریب منابع طبیعی کشور توسط کشاورزی صورت گرفته است زیرا اراضی درجه یک منابع طبیعی کشور برای تولید در اختیار کشاورزی قرار گرفته و در نهایت پهنه زیادی از این اراضی درجه یک تغییر کاربری و غالبا به شهرسازی و ایجاد مناطق مسکونی تبدیل شده اند . اولین وظیفه وزارت جهاد کشاورزی در کشور، تهیه الگوی کشت با توجه به منابع آب و خاک و همچنین بحث های اقتصادی و اجتماعی می باشد که هنوز محقق نشده است.  این بخش به وظایف اصلی خود نپرداخته است ولی منابع طبیعی را در اختیار این بخش قرار می دهند فلذا کشاورزی بصورت ذاتی به منابع طبیعی فقط بعنوان بانک زمین ارزش قایل می باشد؛نه پشتوانه توسعه و حبات.

 در نتیجه یک بخش حاکمیتی زیر مجموعه یک کاربر جزولی مخرب قرار گرفته و یا به عبارت عامیانه مستاجر صاحبخانه شده است. پس چنانچه به فکر کشور و سرزمینمان و اتیه آن و توسعه درخور و پایدار هستیم اولین گام خروج مجموعه منابع طییعی از سیطره کشاورزی یک بار برای همیشه می باشد. جالب این که علاوه بر بدنه کارشناسی کشور، همه مسوولین، نمایندگان محترم و تمامی مردم نیز بر تخریب منابع طبیعی و محیط زیست اذعان و غالب مشکلات و پدیده های  سیل و رانش و ریزگرد و گرمایش و…..را ناشی از عدم توجه به این مهم می دانند بنحوی که واقعا دغدغه اصلی همه شده ولی عملا هیچ کسی گام زیربنایی برنمی دارد. بنابراین همایش بررسی ساختار تشکیلاتی مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست ایران در مهرماه  باحضور مسوولان اجرایی کشور، برخی از نمایندگان مجلس، اعضای محترم انجمن های علمی ذیربط و اساتید برجسته کشوردر دانشکده منابع طبیعی داتشگاه تهران برگزار شد. نتایج  آن  هم هفته آینده در جلسه ای با انجمن های علمی  اتحادیه مورد بررسی قرار می گیرد و سپس با کمیسیون اجتماعی و کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس سورای اسلامی  و افراد مؤثرجلساتی  برگزار خواهد شد و بصورت کارشناسانه و خداپسندانه موضوع تغییر ساختار در اختیار تمامی مسوولین بلند پایه کشور و نمایندگان محترم مجلس قرار خواهد گرفت.

 در گام بعدی به اشتغال منابع طبیعی می پردازیم که در این طرح باید ظرفیت های اشتغال زایی منابع طبیعی را اتحادیه با توجه به وظایف ذاتی و مبتنی بر اساسنامه معضل اساسی بعدی را موضوع مهم اشتغال فارغ التحصیلان بخش منابع طبیعی و محیط زیست و همچنین لحصا ظرفیت های اشتغال این بخش در ابعاد گوناگون می داند که این مهم را نیز بیاری خداوند بعد از پیگیری ساختار در دستور کار و استفاده از ظرفیت کارشناسی کشور قرار خواهیم داد که باید فضای اشتغال منابع طبیعی و محیط زیست را در بخش خصوصی ایجاد کنیم. گرچه منابع طبیعی یک بحث حاکمیتی است و بیشتر توجه دولت را  می طلبد ولی می توان با بهره گیری از مشارکت مردم و آبخیزنشینان هم منابع را حفظ کرد و هم سهم اشتغال را مشخص نمود.

متاسفانه ما در پیکره منابع طبیعی و ساز مان محیط زیست بیشتر کارشناسان سایر رشته های تحصیلی را داریم و خود متخصصین و فارغ التحصیلان جایگاه بسیار بسیار ناچیزی را دارند و این یکی از معدود بخش های کشور است که هم در سطح مدیریت کلان و هم پیکره کارشناسی ظاهرا همه از پی آن بر می آیند بجز خود صاحبان حق و عالمان بخش. پس خیلی گله ای از مخربین نداشته باشیم چون صاحب منصبان بخش چیزی از الفبای آن نمی دانند و در نتجه از جامعه نیز نباید انتظار چندانی در مشارکت داشت .

  •  آیا شما با ادغام سازمان محیط زیست و منابع طبیعی و تشکیل یک وزارتخانه موافق هستید؟

در همایش یک بحثی با نام مدیریت سرزمین مطرح شد که بنده با این طرح بسیار موافقم زیرا یک کار اندیشمندانه، زیربنایی و کلان است ولی فعلا مرزهای ساختاری و ظرفیت کشور را برای آن مناسب نمی بینم نظر بنده ایجاد وزارتخانه منابع طبیعی بدون ادغام با سازمان محیط زیست است به شرط این که سازمان محیط زیست فقط ناظرو وزارتخانه منابع طبیعی قدرتمند باشند نه منفعل.  البته همان طور که گفتم نظر شخصی بنده است اما نظر قطعی بعد از برگزاری جلسات و بررسی تمام معایب و محاسن هریک از گزینه ها حاصل می شود و سپس با کمیسیون ها و فراکسیون ها نشستی صورت خواهد پذیرفت.

  •  آیا سرفصل های دروس منابع طبیعی و محیط زیست متناسب با نیازهای روز جامعه است؟

بله؛ سال قبل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تمام رشته های کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکترا  را مورد بازنگری قرار داد و بروزرسانی نمود. در این مرحله تعدادی از دروس حذف و بعضی ادغام و یا اضافه شد. در این فرایند گروهی از همکاران دستگاه های اجرایی و تحقیقاتی کشور هم حضور داشتند تا مطابق با نیازهای روز جامعه دروس و سرفصل ها نوشته شود.

مشکل اصلی ما این است که آمایش علمی نداریم و بدون در نظر گرفتن ظرفیت اشتغال جامعه، دانشجو پذیرفتیم. در تمام دانشگاه ها رشته های منابع طبیعی و محیط زیست را ایجاد کردیم . ما بیشتر مشکل کمیت داریم تاکیفیت.

  •  رساله های دکترا و موضوع پایان نامه ها تا چه حد متناسب با نیاز جامعه است؟

به جرات می گویم پاین نامه های ارشد و رساله های دکترا در دانشگاه تهران در تراز عالی است. اگر این رساله ها را با کشور های پیشرفته دنیا مقایسه کنید می بینید که پایان نامه ها کیفیت بسیار بالایی دارند. اما متاسفانه دستگاه اجرایی کشور با علمی کار کردن بیگانه هستند.  سازمان هایی همانند انرژی هسته ای، پزشکی، ساخت موشک  که با مجامع دانشگاهی همکاری نمودند پیشرفت نمودند. اما در مبحث منابع طبیعی و محیط زیست،  علمی انجام نمی دهیم. اگر این پایان نامه ها در فاز اجرایی بیایند بسیاری از مشکلات در این زمینه حل می شود. چون این پایان نامه ها با شناخت درد روز جامعه و ارایه راهکار تهیه می شوند اما متاسفانه در کتابخانه ها خاک می خورند.

من چندین بار خواهش کردم که کشور یک بانک ایده تشکیل دهد. تمام ایده های جوانان در همه زمینه های مورد نیاز جامعه را با نام خودشان ثبت کند تا هر وقت به مشکلی برخوردیم با مراجعه به بانک از ایده ها و صاحب این ایده ها کمک بگیریم گرچه پارک های علم و فناوری در این راستا شکل گرفتند ولی هنوز مشاهده می کنیم خیلی از ایده های جوانان رها شده و وقعی گذاشته نمی شود و بالتبع سرخوردگی قشر جوان و ذهن های فعال را مشاهده می نماییم.

ایده ها و نظرات وارداتی موضوعات کشور ما را در زمینه منابع طبیعی و محیط زیست حل نمی کند. معضلات کشور ما توسط اندیشمندان خودمان حل می شود به شرط این که در مجاری خودشان قرار بگیرند و حرمت منابع طبیعی و محیط زیست حفظ شود.

  • نظر شما در رابطه با بحران آب چیست؟

کشور ما دچاربی نظمی های اقلیمی و یا به تعبیری فعلا تغییر اقلیم  می باشد. اگر پریودهای مختلف زمین شناسی کشور را مورد مطالعه قرار دهیم مشاهده می کنیم که کشورمان همیشه با این تغییرات دست و پنجه نرم کرده است. در حقیقت این بی نظمی های اقلیمی ذات کشور ماست بنابراین من با بحران آب موافق نیستم بلکه با بحران مدیریت آب موافقم؛ زیرا مدیریت ما براساس داشته های سرزمینی مان نیست. به عنوان مثال ما می خواهیم با شهرهایی همچون  یزد و کرمان مانند شهر های پر آب جهان برخورد کنیم  این درحالی است که باید در این مناطق از انرژی خورشیدی و یا باد بعنوان انرژ ی های پاک بهره ببریم و کسب و کار و امرار معاش مردم این مناطق را بر اساس این توانمندی بنا نهیم.

منبع انرژی پاک خورشید و باد است که هردو آن ها در ایران به وفور وجود دارند. مثلا بادهای ۱۲۰ روزه سیستان که هم اکنون به ۱۸۰ روز رسیده است منبع بسیار خوبی برای تولید انرژی است. اگر ما الگوی کشت داشته باشیم شاید در بعضی از مناطق کم باران بجای گندم و دیگر محصولات آب بر گیاهان دارویی را کشت دهیم که کم آب بر هستند و هم ارزش افزوده زیادی دارند و خوراک مردم از مکان های پر آب کشور تامین شود.

الگوی کشت یک بحث حاکمیتی است و دولت بایداز یک سو بر مبنای  آب، خاک و از سوی دیگر براساس مسایل اقتصادی، اجتماعی و ذایقه مردم این الگوی کشت و پهنه بندی را انجام دهد. جنگل زیباست و درآمدزا، اما بیابان هم زیبایی های خاص خود را دارد با در آمدزایی بالا. ما هیچ وقت درآمدهای جنگل را با درآمدهای بیابان مقایسه نکردیم  و می خواهیم بیابان را به جنگل تبدیل کنیم.  بنابراین ما باید برای هر اکوسیستم یک برنامه جداگانه داشته باشیم که در حال حاضر به عنوان طرح جامع حوزه مدیریت آبخیز که یک طرح استراتژیکی است مطرح شده است. ما با طرح  مدیریت جامع حوزه های آبخیز می توانیم آب  تولید، توزیع، مصرف و باز چرخانی آب ومقوله آب مجازی و سایر منابع طبیعی را مدیریت کنیم. متاسفانه مساله ای که در کشور ما مغفول مانده است موضوع مدیریت حوزه آبخیز به عنوان  منبع تولید آب است ما در مبحث استحصال و توزیع سرمایه گذاری های کلان می کنیم اما شوربختانه در بخش تولید آب که حوزه آبخیز است توجهی نداریم و به علت این که ما آمایش و برنامه ها را اجرا نمی کنیم تا یک جایی آب کم می شود بحث انتقال آب  بین حوضه ای را مطرح می کنیم.

  • آیا طرح میریت جامع حوزه  آبخیز در کشور در حال اجرا است؟

در منابع طبیعی این طرح به عنوان طرح استراتژیک وجود دارد اما این موضوع  را نمی توان توسط یک مجموعه کوچک اجرا نمود زیرا این یک طرح فرابخشی است و همه دستگاه های کشور باید مشارکت داشته باشند. زیرا این طرح بصورت هرمی است ابتدا کل کشور به ۶ کلان حوضه و سپس به ۳۰ حوضه و درنهایت به ۱۰۸۱ حوضه کوچک تقسیم شده است که هر کدام از این حوضه های کوچک توسط کارشناسان ذیربط، مردم محلی و مسئولین محلی بصورت شورایی و مبتنی بر داشته های سرزمینی بایست اداره  شود. چند سال قبل دولت در قالب بخشنامه هایی لزوم اجرای کلیه برنامه های توسعه ایی رادر قالب  میریت جامع حوزه آبخیز  را به تمام دستگاه های کشور ابلاغ کرد اما به دلیل اینکه ما کار تیمی  , زیربنایی و فرابخشی و فراگیررو بهش علاقه  و اعتقادی نداریم و در مقابل تحولات ساختاری کلان مقاومت می کنیم فقط به بخشی نگری و روز مرگی عادت کرده ایم  تا الان اجرا نشده است.

  • شما بجای طرح انتقال آب بین حوضه ای چه طرحی را پیشنهاد می کنید؟

به نظر من اگر خیلی ضروری باشد بهتر است بجای انتقال آب از سرشاخه های کارون، از خروجی کارون که به خلیج فارس می پیوندد آب را به ایران مرکزی منتقل کنیم یعنی توان را بر آبی استفاده بهینه از آبى که از کشور خارج میشود قرار دهیم البته به شرط این که کلیه مطالعات امکان پذیری ‘ زیست محیطی واقتصادی و اجتماعی در مبدأ و مقصد دقیق و جامع صورت گرفته باشد.

درمجموع بنده به طرح های ژئو پلیتیک و هیدروژئوپولیتیک  اعتقاد دارم. فرض کنیم برنامه ای در راستای  ایجاد کانال بین  دریای خزر با خلیج فارس با عرض ۲۰۰ متر و عمق ۲۰ متر  مطرح بشود بشرط آن که یک مطالعات جامع و بسیار دقیق که تمام ابعاد مانند زمین شناسی ، گسل ها، در رفت آب، آبخیز داری، هواشناسی’ پوشش گیاهی’ زیست محیطی، تبخیر و تعرق، کیفیت آب،اقتصادی و اجتماعی ،تغییرات احتمالی در درازمدت در تحت الارض و سطح الارض منطقه و پیرامون و …. توسط تیم های قوی پژوهشی و اجرایی کشور انجام گیرد به نحوی که بتوان تمام فعل و انعالات را تا ۲۰۰ سال آینده بررسی کرد موافق هستم.چون با اجرای چنین کلان پروژه هایی با توجه به اتصال کشورهای شمال به جنوب و دریاهای آزاد جنوبی و بر عکس ضمن ایفای نقش ترانزیتی کشور ،افزایش ضریب امنیت بین المللی و پایداری سرزمین،درآمدهاى فراوان توریستی، ترابری،و…..نصیب کشور خواهد شد.شاید علاوه بر همه تلاش های علمی و آینده نگری تیمی هزینه های گزافی در کوتاه مدت بر کشور تحمیل نماید ولی در درازمدت ضمن افزایش ضریب امنیت بین المللی برکات فوق العاده ایی با ضریب برگشت سرمایه بالا و سریع می تواند برای کشور داشته باشد.لازم بذکر است اجرای چنین پروژه هایی حتما به مردان با اندیشه بزرگ و مدیران اجرایی بسیار قوی نیاز دارد که بحول و قوه الهی در کشور ما کم نیستند.


منبع: وب سایت ایربان نیوز

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − هشت =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن
بستن